اسكندر بيگ تركمان

800

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

امير خان از مردانگى ايشان تعجب نموده راضى بقتل نشده بمعالجه و مداوا پرداخته بعد از صحت بيرون فرستاد . القصه قريب بصبح صادق اين قضيه صادر گشته اجساد قتيلان را بر در مغاره افتاده ديدند اندك تزلزلى به حال غازيان راه يافته جناب اعتماد الدوله متأثر گرديده بامراء مقدم و پازوكى و صوفى عتاب و سرزنش آغاز نهادند و تهديدات فرمودند . اما در عالم سپاهيگرى و رفع شماتت اعداء اغماض عين از آن كرده زياده از روز ديگر اهتمام در كار خود ميكردند در همان روز چهل نفر از غازيان استاجلو ملازمان حسنخان از وفور غيرت و مردانگى متكفل نگاهداشتن مغاره گشته ارادهء رفتن كردند و اعتماد الدوله در تجويز آن متردد و از واقعه شب گذشته انديشناك بودند حسنخان بمبالغه و ابرام متقبل شد كه امشب خود با سيصد كس پاس آن جماعت داشته بدفع شر اكراد قيام نمايد جناب دستورى طوعا او كرها رضا دادند و قبان سلطان بيگدلى و امام قلى سلطان آجركو را نيز مقرر داشتند كه با قشون خود در آن شب امداد حسنخان نموده پاس دارند و حسب التماس ساير امراء ده نفر ديگر از مردم ايشان تعيين شدند و مجموع كه پنجاه نفر بودند در همان لحظه با يراق و اسباب ضرووى جنگ و ذخيره چند روزه بآئين شايسته بالا دويده خود را بمغاره رسانيدند اكراد از اين جلادت و دليرى تعجبها نموده چون شب شد زودتر از شب گذشته بيرون آمده جنك در پيوست [ 566 ] و فيما بين محاربهء عظيم بوقوع پيوست و حستحان و امراء و تفنگچيان از بيرون و دليران مغاره از اندرون تا طلوع صبح نبرد آزمائى كرده بجنك و جدال اشتغال نمودند و اكراد با وجود سعى بسيار كارى نساخته خايب و خاسر بازگرديدند و عازيان مردانه مغاره را نگاه داشتند و هر شب چند نفر از اكراد كه تا صباح از سولق آب ميكشيدند به زخم توپ و باليمز و تفنك نابود ميشد تا آنكه سيبها بر سر حوض سولق رسيده گنبد حوضخانه را سوراخ كردند و از آن سوراخ راه آب را ديده پى بسر - چشمه بردند و اكراد چاره جوى گشته همه روزه از ميان نقب ببيرونيا جنك كرده مانع كار نقبچيان بودند امراء عظام در هيجدهم شهر ذى الحجه الحرام وقت ظهر از سوراخ سولق كاه بسيار بگنبد ريخته آتش زده كاه دود كردند جماعت اكراد حارسان حوضخانه از بيم كاه دود بقلعه گريخته غازيان خود را به پائين انداخته سولق را متصرف شدند و راه آن را ده پايه بالا رفته بخشت و گل مسدود كردند در آن روز غوغاى عظيم در پاى قلعه شده اكراد سعى بسيار در دفع اين حادثه نمودند اما هيچ اثرى بر آن مترتب نشد و حراست سولق بعهدهء تفنگچيان مازندرانى شده امراء عظام هر يك بسيبه سابق خود رفتند و خدام اعتماد الدوله نيز از توپخانه مذكور به منزل خود رفتند بعد از تسخير سولق تا ده پانزده روز امير خان و خواص به آب قليل بوزلق و ساير محصوران به آب مستعفن حوض بزرك قناعت كرده روز گذرانيدند و بدستور در قلعه‌دارى ميكوشيدند چون تسخير سولق از زمستان تا وقت بهار و هنگام تقاطر امطار كشيده بود در اين اثناء بر خلاف سال گذشته چون پيلان مست در جوش و خروش آمده بارندگى آغاز شد و از حكمت بالغهء الهى كه عقل عقلاء بكنه آن نرسد قريب بيك ماه باران انقطاع نيافت چنانچه محصوران تا ششماه از آب بىنياز گشتند چون دفع تقدير بدستيارى تدبير از انديشه خرد بيرونست آن همه سعى و رهنمائى كه در عرض سه ماه بدستيارى همت و الا و قانون مستعمرهء قلعهء گشايان روزگار در تسخير سولق بوقوع پيوست بيفايده گشت و لهذا مردم قلعه بيشتر از پيشتر در قلعه‌دارى كوشيدن آغاز نهادند در خلال اين احوال جمعيت جلاليان نااعتماد بتفرقگى روى نهاد اكنون مناسب سخن آن است كه برخى از احوال جلاليان و عاقبت كار ايشان و وقايع متنوعه كه در آخر اين سال وقوع يافته